یکی از مهمترین پیشنیازهای یک رابطه خوب، داشتن دیدگاه رضایتبخش درباره تنهایی است. بهطور کلی، افرادی که از بودن در تنهایی خوشحالترند، بهتر میتوانند احتیاط لازم را هنگام پیدا کردن یک همدم جدید رعایت کنند. بنابراین، پایه و اساس عشق حقیقی، رضایت از تنهایی است. متأسفانه، جوامع ما بهندرت به ما کمک میکنند که در کنار خودمان آرام و راحت باشیم.
تنهایی: یک وضعیت نامطلوب یا فرصتی برای خودشناسی؟
تنهایی بهعنوان یک وضعیت غیرارادی و ناراحتکننده معمولاً بهعنوان یک حالت موقتی در نظر گرفته میشود. تصور اینکه کسی ممکن است بخواهد یا نیاز داشته باشد که مدتی بهتنهایی بماند، ترسناک است، بهویژه برای آنهایی که در روابط نامناسب قرار دارند و دائماً در جستوجوی تأیید دیگران هستند. این افراد نیاز دارند که تأیید شوند که مسیر اشتباهی را انتخاب نکردهاند.
بهعلاوه، تبلیغکنندگان و رسانهها بهطور مداوم تصویر زوجهای خوشحال را به نمایش میگذارند که این به تقویت احساس ناامیدی و کمارزشی در افرادی که بهتنهایی زندگی میکنند، کمک میکند. برای مثال، بیشتر مقاصد تفریحی و مناسبتهای اجتماعی بهگونهای طراحی شدهاند که به افراد مجرد هزینههای اضافی بگیرند و آنها را تحقیر کنند.
تأثیر تنهایی بر قضاوت و انتخاب شریک زندگی
ناراحتی در دوران تنهایی میتواند بهطرز فاجعهباری قضاوت ما را درباره اینکه با چه کسی میتوانیم رابطه برقرار کنیم، تضعیف کند. وقتی کسی گرسنه است، هر چیزی میخورد. در این حالت، فرد ممکن است بهسرعت به سمت انتخابهایی برود که بههیچوجه مناسب نیستند. به همین دلیل، درک صحیح از تنهایی میتواند به ما کمک کند که از انتخابهای ضعیف اجتناب کنیم و در نهایت در روابط سالمتری قرار بگیریم.
چالشهای روانی و معنای تنهایی
چالش مرکزی تنهایی، کنار آمدن با ترس از معنای تکبودن است. تنهایی میتواند بر اساس احساس ما از این مفهوم متغیر باشد. میتواند یک استراحت از یک زندگی پرمشغله باشد یا نشانهای از این باشد که ما موجودی ناپسند و عاطفی بیمار هستیم. با این حال، اگر بتوانیم روی معنای تنهایی کار کنیم، میتوانیم بهطور نظری مدتهای طولانی را بهتنهایی سپری کنیم و این به ما کمک میکند تا خود را بهتر بشناسیم.
ساختن یک مدل ذهنی جدید
برای ساختن یک مدل ذهنی جدید از معنای تنهایی، باید به چند نکته توجه کنیم:
- تنهایی ارادی است: این ما هستیم که انتخاب میکنیم آیا بهتنهایی بمانیم یا نه. هیچکس هرگز نیازی به تنهایی ندارد، به شرطی که با کسی که در کنار او هستیم مشکلی نداشته باشیم.
- انتخاب شرکت: ما با شرکت اشتباه احساس تنهایی بیشتری میکنیم. در چنین حالتی، یادآوری احساس جداافتادگی و سوءتفاهم ممکن است باعث شود که احساس انزوا کنیم.
- قدردانی از زمان: پیدا کردن یک همدم ممکن است زمان ببرد. برای این کار باید انتظار داشته باشیم که بهخوبی برای یافتن شریک مناسب تلاش کنیم. هیچ تضمینی بهتر از این برای موفقیت در یک رابطه وجود ندارد که بدانیم میتوانیم بهتنهایی بهخوبی مدیریت کنیم.
نتیجهگیری
در نهایت، تمایل ما به باقی ماندن بهتنهایی پیشبینیکننده اصلی چقدر احتمال دارد که یک رابطه با شخص دیگری را پیدا کنیم و به واقعیت تبدیل کنیم. راحت بودن با تنهایی، سکوی امنی است که باید برای انتخابی سالم و معقول در مورد اینکه با چه کسی زندگی مشترک بسازیم، داشته باشیم. با پذیرش تنهایی و استفاده از آن بهعنوان فرصتی برای رشد و خودشناسی، میتوانیم روابط بهتری را ایجاد کنیم و از زندگی خود لذت بیشتری ببریم.
این مقاله به ما یادآوری میکند که باید دیدگاه مثبتتری نسبت به تنهایی داشته باشیم و از آن بهعنوان ابزاری برای ارتقاء خود و بهبود روابطمان استفاده کنیم.